...نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری...

در نهایت یه روز توی آینه میبینیم که موی سرمون سفید شده، دور چشممون چروک برداشته، شکسته و از پا افتاده شدیم
دلتنگ و تنها نشستیم و به عمری که گذشت فکر میکنیم
میدونم تویی که الان داری این متنو میخونی، فکر میکنی منظور من از این تصویر، سن 60، 70 سالگیه
ولی نه
ممکنه این تصویرِ توی آینه، توی همون سن 30سالگی برات رخ بده
پس تا دیر نشده، زندگی کن، جوانی کن، بگو و بخند، و از همه مهمتر، عاشق شو... و اگر قبلا عاشق شدی و منجر به شکست شده اینو بدون که قطعا اسمش عشق نبوده، سوء تفاهم بوده
ط امروز میشینی، خودت رو افسرده جلوه میدی، از خنده و شادی خودت رو محروم میکنی، به اتفاقات گذشته( شاید بهتره بگم سوءتفاهم های گذشته) فکر میکنی، و در نهایت همین فشار روحی، اول قلبت رو، و بعد جسمت رو پیر و سالخورده میکنه...
سرتون رو به درد نیارم
زندگیتون سرتاسر عشق و امید و زندگی
هر آمدنی یه رفتنی دارد قطعا حرف غلطیه
ولی، هر رفتنی یه برگشتنی داره، حقیقت محضه
اینو زمانی فهمیدم که با چشمام دیدم کسایی که رفته بودن، برگشتن، ولی من دیگه حس سابق رو بهشون نداشتم...
آدما وقتی میرن که خیلی مهمن، و وقتی برمیگردن که دیگه مهم نیستن...
پ.ن: جالبش اینجاست، وقتی جوابش کردم، هم من، هم اون، جفتمون باورمون نمیشد که من از سنگ شدم و این آدمو با وجود اینکه پشیمونه بازم جوابش کردم و گفتم بسلامت
البته درستش هم همینه، اونی که دوستت داشته باشه اصلا جایی نمیره که بخواد برگرده، اونی که دوستت داشته باشه، همیشه میمونه،،
اونی که برگشته، رفته دوراشو زده خوشی هاشو کرده، اخرش دیده هیچکس ط نمیشه، برگشته
بگذریم سرتون رو به درد نیارم
زندگیتون پر از اتفاقات قشنگ ♥️♥️
برگ زردی که کل کوچه خیابون هارو پر کرده، یکطرف
اون غروب دلگیر و آفتابِ نارنجی رنگ، ساعت 5ظهر هم یکطرف
خاطراتی که اذیتمون میکنه هم یکطرف...
تنهایی و بی حوصلگی هامون هم یکطرف...
براتون پاییز خوبی رو آرزو دارم، البته 4فصل همش بهانه است
حال دلت که خوب باشه، هر روز زندگیت بهاریه
ولی اگر حال دلت خوش نباشه، وسط تابستون هم برات حکم پاییزو داره
یا رب نظر ط بر نگردد، برگشتن روزگار سهل است...