...نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری...

معلم درس فیزیک میگفت بچه ها توی زندگیتون هیچوقت از هدفتون نگذرید، من دلم میخواست خواننده شم ولی نشد که بشه، هنوزم که هنوزه هرشب اون عقده توی دلم مونده
پس شما نگذرید، چون اگر بگذرید شاید هرشب بگید ای کاش میشد که بشه ولی نشد :)
بعد به من گفت، سجاد، باتوعم هستما، من بهش گفتم اقا حسرت شغل که هیچی، حسرته یه آدم از همشون بدتره
فکرشو کن هرشب دلت به یاده یه نفر باشه و آشفته سرت رو بزاری رو بالشت و اینو بدونی که طرف حتی بهت فکر نمیکنه
کل کلاس دهنشون باز موند که من چرا همچین حرفی جلوی معلم زدم، ولی معلم بدش که نیومد، بلکه با خنده تلخ گفت درکت میکنم، منم 20 ساله هر شب قبل خواب بهش فکر میکنم ولی چه فایده وقتی ندارمش :)