...نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری...

داستانِ آدم های دلتنگ خیلی غمگین است...
همیشه در زندگی، فکرشان مشغول و آشفته است :)
گاهی اوقات در خلوت به خاطرات شیرین قدیمی فکر میکنند و خنده بر لب هایشان مینشیند
گاهی اوقات هم در تنهایی به اتفاقات تلخ و حسرت گذشته، افسوس میخورند :)!
گاهی اوقات زانوی غم بغل میگیرند، اطرافیان فکر میکنند که او زانوی خودش را بغل کرده، اما او در تصوراتش چیزِ دیگری در آغوش گرفته..... :)
.....
پ.ن= عادت ندارم به صورت ادبی بنویسم، اولین بار بود، اگر از لحاظ دستوری مشکل داشت شما ببخشید... ولی دلی بود! :)