...نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری...

تو من رو ساده از دست دادی چون فکر میکردی سخت از دست میرم
همه اشتباهات ناشیانهٔ دوران نوجوانیت رو روی من امتحان کردی چون فکر میکردی انقدر دوستت دارم که تحت هر شرایطی ببخشمت
البته که درست حدس زدی،بخشیدمت
ولی با هربار اشتباه طُ، و هربار بخشیدنِ من
از چشمم افتادی و، درصد به درصد از میزانِ دوست داشتنم نسبت بهت کاسته شد
کاش هیچوقت به هم نزدیک نمی شدیم
کاش همیشه دور میموندیم و ذهن من نسبت به ط، همونقدر زیبا و خیالاتی و محال میموند
نزدیک شدیم و تمام تصوراتم ازت به هم ریخت و از چشمام افتادی بدجور
راسته که میگن، دوری و دوستی
بهتر از نزدیک شدن و ایجاد سوء تفاهمه...